درباره نویسنده
منصوره
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • منصوره
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • سال نو مبارک
  • خانه تکانی دل
  • سخنی از مولانا
  • یادمان باشد که...
  • زندگی باید کرد
  • یه داستان فوق العاده
  • چاشنی زندگی شیرین
  • برای تویی که دوستت دارم
  • تعیین هدف برای داشتن زندگی شیرین
  • یه برنامه برای داشتن زندگی شیرین
  • تمرین هایی برای داشتن یه زندگی شیرین
  • اطلاعیه آموزشی 1
  • چگونه غم جدایی را تحمل کنیم ؟
  • یه خبر خوب برای همکاران آموزشی
  • قرآن من شرمنده توام
  • زلال باش
  • دعای عرفه به ترجمه دکتر شریعتی
  • آغاز سخن
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
دوستان من
  • پرشين بلاگ
  • روياي زندگي
  • فراز مامان 2
  • ميترا جان
کدهای اضافی کاربر


زندگی سبز
سال نو مبارک
نویسنده: منصوره - یکشنبه ٦ فروردین ،۱۳٩۱

برآمد باد صبح و بوی نوروز          به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال         همایون بادت این روز و همه روز

سال نو به همه عزیزان مبارک بادهورا

دوستان عزیزم امیدوارم خوب و خوش باشید و هرکجا که هستید این ایام نوروز به کامتون شیرین باشه ... یادتون باشه تو خوردن شیرینی و آجیل و ... عجله نکنید هنوز تا آخر سیزده بدر وقت هستزبان و یادتون نره هرچی عیدی گرفتید نصفنیشخند

عزیزان می دونید عید یعنی چی و چرا این روزا به همدیگه تبریک می گیم؟سوال 

عید از ماده عود به معنای بازگشت است . آیا هر بازگشتی خوشحا لی و شادی دارد ؟

 اگر اینطور نیست چرا به هم تبریک می گوئیم ؟

در عید نوروز یک بازگشتی صورت گرفته ،

بازگشت طبیعت است به زیباترین ، باشکوهترین و مطلوبترین وضعیت ...

این بازگشت تبریک وتهنیت دارد .

جمله عید شما مبارک ، صحیح است یا سال نو مبارک ؟ به نظر می رسه سال نو مبارک ، صحیح است ، چون طبیعت بازگشت خود را به نحو احسن انجام داده است ، ولی وقتی ما به همدیگر عید را تبریک می گوئیم این در صورتی صحیح است که ما به عنوان یک انسان که خلیفه خداوند در روی زمین هستیم به زیباترین باشکو هترین و بهترین وضعیت زندگیمان  رسیده و

مثل بهار دیدنی و زیبا شده باشیم  و مثل بهار تحولی در ما ایجاد شده باشد ...

اگر تحولی صورت نگرفته ، اگر بازگشتی نبوده ، تبریک گفتن چه معنایی دارد ؟

عید یعنی بازگشت از وضعیت موجود  (وضعیتی که الان داریم ) به وضعیت مطلوب ...

 خوشا بحال کسی که وضعیت موجود او همان وضعیت مطلوب است ...

 والحق این وضعیت تبریک هم دارد .

 

 

نظرات ()



خانه تکانی دل
نویسنده: منصوره - دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳٩٠

 

سلام دوستانلبخند

کم کم داریم به عید نزدیک می شیم چقدر خوبه که ما این عید رو داریم چه رسم قشنگیه باید قدرش رو بدونیم...

راستش شور و حال قبل از عید از خود عید بیشتره ...اینطور نیست؟

خرید عیدی برای بچه ها ، خرید پوشاک و ارزاق ، خونه تکونی و...

گفتم خونه تکونی یادم افتاد خونمون این روزا زیرو رو شده... هیچ چیز سرجاش نیست کلافه

 اینم لطف خداست که زنده ایم و سرحال و می تونیم دوباره این مراسم رو داشته باشیم ... الهی شکر ...

چه خوبه حالا که داریم خونه هامون رو از آلودگی پاک و تمیز می کنیم دلمون رو هم یه تکونی بدیم موافقید متفکر

اگر موافقید با من همراه باشید...

شروع کن ... دلـت را بتـکان

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...

خـانه تـکانی دلـت مبـارک ، زندگی جدید آغاز کن

زندگی جدید آغاز کن و بهش جهت بده . . .

نگذار از تو آن تو یی که می خواهند بسازند!!

مسیرت را ببین و با فکر و سرعت حرکت کن!

موفق باشی  

نظرات ()



سخنی از مولانا
نویسنده: منصوره - شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳٩٠

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم  نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی

نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم

نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم

نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم
...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی

خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی  بخود آی

تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی
....

 

نظرات ()



یادمان باشد که...
نویسنده: منصوره - سه‌شنبه ٩ اسفند ،۱۳٩٠

 

یادمان باشد که ،
من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست ،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم……
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار.

سخنان قصار از :  ماهاتما گاندی

نظرات ()



زندگی باید کرد
نویسنده: منصوره - دوشنبه ۱ اسفند ،۱۳٩٠

سلام دوستان عزیز، امیدوارم خوب باشید

این روزا سه تا از دوستان عزیزم در غم از دست دادن پدر بزرگوارشون به سوگ نشسته اند ، این مطلب رو تقدیم می کنم به  این عزیزان و همه عزیزان غم دیده ، باشد که تسلی دل غمدیده اشان شود.

 

مریم جان ، فرشته عزیزم ، رویای مهربونم

زندگی باید کرد

 گاه بایک گل سرخ

 گاه با یک دل تنگ

 گاه باید رویید در پس این باران

گاه باید خندید برغمی بی پایان

لحظه هایت بی غم

شادباشی هردم

نظرات ()



یه داستان فوق العاده
نویسنده: منصوره - چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳٩٠

آنها از بیکاری خسته وکسل شده بودند ، روزی همه فضایل و تباهی ها  دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تراز همیشه ...خمیازه

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیاید یه بازی کنیم مثلاً قایم باشک ...

همه از این پیشنهاد شاد شدند،تشویق

دیوانگی فوراً فریاد زد من چشم می زارم ، من چشم می زارم ...

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بره همه قبول کردن او چشم بذاره و به دنبال اونها بگرده...

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهاش رو بست و شروع کرد به شمردن :یک ، دو، سه ... همه رفتند تا جایی پنهان شوند ،

  لطافت خود را به شاخ ماه آیزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد ،

اصالت در میان ابرها مخفی شد ، هوس به مرکز زمین رفت ،

دروغ گفت : زیرسنگی می رم اما به ته دریا رفت ، طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد ودیوانگی مشغول شمردن بود ، هفتادو نه ،‌هشتاد ، هشتاد و یک و...

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیره و جای تعجب هم نیست چون همه می دونیم پنهان کردن عشق مشکله

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید نودوپنج ،نودوشش ،نودو هفت و...

هنگامیکه دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد

دیوانگی فریاد زد دارم میام ، دارم میام ...

اولین کسی رو که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی ، تنبلی اش اومده بود جایی پنهان بشه

وبعدلطافت رو یافت که به شاخ ماه آویزان بود

دروغ ته چاه ، هوس را در مرکز زمین ، یکی یکی همه رو پیدا کرد جز عشق ،

او از یافتن عشق ناامید شده بود ، حسادت در گوشهایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است ، دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد ... و دوباره ... تا باصدای ناله ای متوقف شد ...

عشق از پشت بوته بیرون اومد با دستهایش صورت خودرو پوشانده بود واز میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود

دیوانگی گفت من چه کردم  ، من چه کردم ...تعجب

چگونه می توانم تو رو درمان کنم ...سوال

عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی برای من کاری بکنی راهنمای من شو ...

و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست ...

 

 

نظرات ()



چاشنی زندگی شیرین
نویسنده: منصوره - سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠

        تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند        فاصه این دو را زندگی کنیم

سلام دوستان ، به اینجا رسیدیم که یه برنامه درست کردیم با هدفهای مشخص ...

 به نظر می رسه برای داشتن یه " زندگی شیرین "  تنها این دو تا کافی نیست ... یه چیزهای دیگه ای هم  کمه....؟

آفرین تشویق...  زندگی چاشنی هم می خواد (مثل خورشت قرمه سبزی که بدون چاشنی مزه نداره ) ... زندگی هم بدون چاشنی مزه نداره ...

خوب چاشنی زندگی مثل چی ؟سوالمثل   متفکر  :

ü     غم / شادی

ü     رنج / آسایش 

ü     بی اعتنایی / محبت

ü     تشویش / آرامش  

ü     سختی / راحتی

ü     خیانت / وفاداری

ü     بدبینی /خوش بینی

ü     دوری /نزدیکی

ü     و ...  بهم کمک کنید بقیه اش رو شما بگید....

گاهی دلمون می خواد از بعضی از این چاشنی ها فرار می کنیم ...  ولی انگار در جبر قرار گرفتیم چون گریبانمون رو می گیرن و بناچار باید تحملشون کنیم ... ولی بعضی دیگه از اینها رو خیلی دوست داریم و برای بدست آوردنشون تلاش هم می کنیم .

راستی یادم افتاد یکی دیگه از چاشنی هایی که به قول مازلو به ما انگیزه زندگی می ده و جزء نیازهای انسانی ماست دوست داشتن دیگران و دوست داشته شدن از طرف دیگرانه ...

چه زیباست دوست داشتن هایی که به عشق تبدیل میشه و عشق زمینی ای که به عشق آسمانی می رسه ...

معنی عشق رو که همه می دونیم یعنی بسیار دوست داشتن .همانطور که می دونید ریشه کلمه عشق از عشقه می آد ، این گیاه دورگیاه دیگه ای می پیچه و بالا می ره . دلبر و دلداده را از این رو عاشق و معشوق می گن که همانند این گیاه پیچان  ، گویا درهم می پیچند و یکی می شوند .

اینم نمونه ای از یه عشق زیبای زمینی ... کسی چه می دونه شاید منجر به عشق آسمونی هم شده ...چشمک

یه شعر زیبایی در همین رابطه برام اومده که نمی دونم شاعرش کیه فقط می دونم بیت سوم مربوط به مولوی است ... ، بخونید و لذت ببرید  ... من که خیلی خوشم اومد.

زندگی زیباست چشمی باز کن         

    گردشی در کوچه باغ راز کن

هرکه عشقش در تماشا نقش بست            

عینک بدبینی خود را شکست

علت عاشق ز علت ها جداست

عشق اسطرلاب اسرار خداست

من میان جسمها جان دیده ام

درد را افکنده درمان دیده ام

دیده ام بر شاخه احساسها

می تپد دل در شمیم یاسها

زندگی موسیقی گنجشکهاست

زندگی باغ تماشای خداست

گر تورا نور یقین پیدا شود

می تواند زشت هم زیبا شود

حال من در شهر احساسم گم است

حال من ، عشق تمام مردم است

زندگی یعنی همین پرواز ها

صبح ها ، لبخند ها ، آواز ها

ای خطوط چهره ات قرآن من

ای تو جان جان جان جان من

با تو اشعارم پراز تو می شود

مثنوی هایم همه نو می شود

حرفهایم مرده را جان می دهد

واژه هایم بوی باران می دهد ...

نظرات ()



برای تویی که دوستت دارم
نویسنده: منصوره - دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٠

 

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

 Energy   

Enthusiasm       (شورواشتیاق)

Empathy             (دلسوزی و همدلی).

 5- از ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

16- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

17- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

18- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

19- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

20- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

21- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

22- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..

23- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 

جامعه:

24- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

25- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

26- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

27- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

28- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

29- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

30- زمان بیماری ،شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

31- کارهای مثبت انجام دهید.

32- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

33- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

34- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

35- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

36- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

37- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستی تان شاکر باشید.

38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.لبخند

 

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »